پخش زنده
English آی‌فیلم2 عربي
6953
-
الف
+

بهنوش بختیاری: می‎خواهم خودم را اثبات کنم

بهنوش بختیاری در خصوص مسیر جدید بازیگری‎اش با آی‎فیلم گفت‎وگو کرد.

عاشق سینما بود اما نه برای دیده شدن و شهرت! سال‎ها منشی صحنه بود و در پشت صحنه حضور داشت، همین هم او را خوشحال می‎کرد تا اینکه یک اتفاق او را به جلوی دوربین پرتاب کرد. حالا اما او با همان اتفاق به شهرت رسیده، به رویاهایش جامه عمل پوشانده و روند محبوبیت و معروفیتش غیر قابل توصیف است؛ بهنوش بختیاری حالا محبوب‎ترین بازیگر ایرانی در فضای مجازی است و طرفداران بی‎‌شماری دارد...

بهنوش بختیاری که شروع کارش با مجموعه‎های طنز بود مدتیست که در نقش‎های جدی هم طبع آزمایی می‎کند و اتفاقاً بازخوردهای خوبی هم از مردم و منتقدان دریافت کرده و این نوید موفقیت او در روزهای پیش روست. عصر یک روز سرد و زمستانی به بهانه نقش آفرینی‎های جدیدیش با او به گفت‎وگو نشستیم، ماحصلش پیش روی شماست...

بهنوش بختیاری در زندگی حرفه‎ای دست به تغییرات مهمی زده و روند کاری خود را تغییر داده، سال گذشته فیلم «من» چهره جدیدی از شما به سینما نشان داد، چقدر با برنامه ریزی تن به این اتفاق دادید و چقدر خود را به دست شانس و تقدیر سپردید؟

بله درست است. این روزها همه با بهنوش بختیاری جدیدی مواجه هستند. کسی که با برنامه ریزی مسیر تازه‎ای انتخاب کرده و در حال تاوان دادن است!

تاوان دادن عبارت عجیبی است، چرا؟

اگر از عبارت تاوان دادن استفاده می‎کنم به این دلیل است که در این چند سال بسیار سختی کشیدم چون هدفم برایم مقدس بود. در دو سه سال اخیر تمام پیشنهادات تلویزیون و سریال‎ها را رد کردم به جز مجموعه «محله گل و بلبل» که برای آن دلیل محکمی داشتم و دارم. این مجموعه برای کودکان است و من عاشق بچه‎ها هستم . با عشق پذیرفتم که در این مجموعه بازی کنم برایم هم مهم نبود در مورد من چه حرف‎هایی می‎زنند که زدند (با خنده)؛ بچه‎ها برایم از هر حرفی مهم‎تر هستند و از بودن در این کار لذت می‎برم. می‎خواستم فضای کاری‎ام را تغییر دهم و خوشحالم که سینماگران هم به خواست من احترام گذاشتند و نقش‎های متفاوتی به من پیشنهاد کردند. می‎دانید تغییر این شرایط خیلی سخت است، خیلی... قبول نکردن سریال یعنی دیده نشدن، یعنی از چشم‎ها دور شدن؛ یعنی بی پولی و هزار مشکل دیگر، اما من این سختی را به جان خریدم و به بازی در چند سکانس کوتاه از فیلم‎های سینمایی مشغول شدم، چون هدفم تغییر بود. من این تاوان را داده‎ام و می‎دهم تا به همه ثابت کنم من صرفاً کمدین نیستم، هر چند کمدین بودن کار بسیار دشواری است آن هم در مملکت ما که همه طنازند! اما دلم می‎خواهد دیگران بدانند بازیگر اگر کارش را بلد باشد در نقش‎های کوتاه هم می‎تواند خوب بازی کند و دیده شود. نتیجه تصمیم من این است کمتر کار کنم و کمتر درآمد داشته باشم اما کار خوب و قابل دفاع بازی کنم.

مثل بازی در فیلم سینمایی «انزوا»... به نظر خیلی‎ها اگرچه در چند سکانس کوتاه بودید اما فراتر از انتظار ظاهر شده‎اید.

دقیقاً... زدی به هدف (با خنده). خودم هم بار اول که فیلم را دیدیم حیرت کردم و به نظرم فیلم بسیار بهتر از تصور من ساخته شده بود. زمانی که فیلمنامه را خواندم می‎دانستم نقش کوتاهی دارم اما با تمام وجود پذیرفتم که بازی کنم. در کار کردن با مرتضی میرزا علی عباس هم راحت بودم و دست من را در بازی باز گذاشته بود وتنها گاهی اوقات اشتباهاتم را تذکر می‎داد. اینقدر این تجربه برای من خوب بود که حاضرم در تمام فیلم‎های این کارگردان جوان بازی کنم.

فیلم «انزوا» هرچند که در نگاه داوران جایی نداشت اما از فیلم‎های تاثیرگذار جشنواره سی و پنجم فجر بود و نکته مهم این بود که تمام بازیگران در نقش‎های کوتاهی حضور داشتند مثل جمشید هاشم‌پور، سیامک صفری، اندیشه فولادوند و شما، اما همین حضور کوتاه هم قدرت بازیگرانش را به رخ کشید...

فکر می‎کنم همینطور است! خود من غرق در بازی جمشید هاشم‎پور با آن سابقه درخشان شدم که تنها چند دقیقه در فیلم حضور داشت اما بخش مهمی از کار را تحت تاثیر خود قرار داد. این‌ها را که میبینم در ادامه مسیرم مصمم‎تر می‎شوم و تردید ندارم مسیر درستی انتخاب کرده‎ام.

ظاهراً بعد از این تصمیم نگاه سینماگران به شما تغییر کرده و پیشنهادهای خاصی به شما می‎دهند.

چه بهتر! امسال پیشنهادهای من نقش‎های جدی و خاص هستند؛ مثلاً در فیلم‎های «مرداد» و «حریم شخصی» که بازی کردم نقش‎های کوتاه و متفاوتی دارم؛ یا فیلم جدید مجید مصطفوی که نامش هنوز مشخص نیست، اما نقشم فرسنگ‎ها از من فاصله دارد. این را هم بگویم سینماگرانی که من را برای بازی در پرو‍ژه‎هایشان دعوت می‎کنند هنوز نقش اول یک پرو‍ژه ملودرام را به من پیشنهاد نداده‎اند اما ایمان دارم آن روز هم خواهد آمد و من نقش اول یک فیلم سینمایی مهم را بازی خواهم کرد و سیمرغ بهترین بازیگری را هم خواهم گرفت. شک ندارم! من مسیرم را به آهستگی و با صبوری طی می‎کنم تا خودم را اثبات کنم.

ولی طی این مسیر برای چهره شناخته شده‎ای مانند شما کمی سخت است...

بله خیلی هم سخت. خیلی از دوستان به من می‎گویند بهنوش تو آدم معروفی هستی این همه طرفدار داری، چرا اینقدر به خودت سخت می‎گیری؟ آره من معروفم اما هنوز بازیگر نشده‎ام. می‎خواهم بازیگر کاملی باشم و در این راه سختی‎ها را به جان می‎خرم. هیچ وقت هم دچار غرور و توهم‎های بی دلیل نمی‎شوم. من باید در بازیگری خودم را اثبات کنم.

فارغ از بحث بازیگری مدتی در حال ساخت مستندی اجتماعی بوده‎اید، در مسیر جدیدی که برای خود ترسیم کرده‎اید، بهنوش بختیاری کارگردان هم می‎شود؟

من کارگردانی را دوست ندارم و استعدادش را هم ندارم (با خنده) اما از آنجایی که دغدغه‎های اجتماعی زیادی دارم و ساخت مستند با دغدغه‎های من همخوان است این کار برایم جذابیت دارد. نمی‎خواهم کارگردان باشم اما می‎خواهم مشکلات را به تصویر بکشم و علاقمندم به طبیعی‎ترین شکل ممکن این اتفاق رخ دهد. مستندسازی هم صبوری می‎خواهد، نمی‎شود دوربین برداری و از هر چیزی تصویر بگیری و سر هم کنی و بگویی مستند ساختم! چند وقت پیش مستندی دیدم از مایکل مور که تمام دنیا را زیر پا گذاشته و سفر کرده تا فرهنگ‎ها و آداب و رسوم را به تصویر بکشد، سال‎ها زمان گذاشته تا این چنین مستندی ساخته. الگوی من هم در مستندسازی مایکل مور است و می‎خواهم من هم با زمان و مطالعه کافی کاری انجام دهم. ببینید چقدر من صبور شده‎ام ( با خنده).

سرنوشت آن مستند به کجا رسید؟ ظاهراً در میانه کار موضوع را تغییر داده‎اید...

بله؛ مستندی ساخته‎ام به نام «فصل انگور» که در مورد خودکشی بود اما بعد از مدتی فکر کردم که شاید از این کار برداشت‎های بدی شود و عده‌ای فکر کنند سیاه‎نمایی می‎کنم. بعدها حرف‎هایی شنیدم در مورد هنرمندان فراموش شده که گاهی فکر می‎کنند خودشان را از بین ببرند. با تعداد زیادی از این هنرمندان گفت‎وگو کردیم و حرف‎هایشان را شنیدیم؛ وقتی کار را تدوین می‎کردیم احساس کردم این موضوع هنوز جای کار دارد و هنوز آماده نمایش نیست، در نتیجه فعلاً دست نگه داشتم و عجله‎ای هم برای آماده شدن و نمایشش ندارم. ترجیح می‎دهم در زمان مناسبی به این موضوع بپردازم.

با وجود این مشغله‎ها ولی تعلق خاطرتان به فضای مجازی کم نشده...

نه! کم شده... اما مدتی است کمتر در صفحات مجازی و اینستاگرام هستم؛ هرچند از انرژی‎های خوب طرفدارانم ذوق می‎کنم و مهربانی و محبتشان را صمیمانه پاس می‎دارم، اما دلخوری هم کم ندارم. دیدن بی اخلاقی‎ها، فحاشی‎ها و به کار بردن الفاظ رکیک در مورد من و خانواده‎ام آزارم می‎دهد. از آنجایی که روحیه حساسی دارم خیلی وقت‎ها با خواندن این مطالب اشک می‎ریزم و از زندگی سیر می‎شوم. نمی‎دانم چرا ما اینقدر با عجله قضاوت می‎کنیم، فحش می‎دهیم و حرف‎های بی دلیل می‎زنیم، در مورد من که تمامی هم ندارد. به همین دلایل حضورم را کم کردم و بیشتر روی مطالعه و کار تمرکز کردم. دنیای مجازی دیگر برایم دوست داشتنی نیست. وقتی یادم می‎آید یک روز از خواب بیدار شدم و دیدیم 1000 کامنت فحش و ناسزا دارم، قلبم درد می‎گیرد. خدا را شکر که طرفداران فهیم و مهربان کم ندارم و به عشق آنها این رنج‎ها را تحمل می‎کنم.

شنیده‎‌ایم به کار تهیه کنندگی علاقمند هستید و شاید روزی تهیه کننده فیلمسازان جوان و کار اولی باشید، پولش را دارید؟

بزرگترین آرزوی من است؛ خیلی دوست دارم در خدمت این بچه‎های با استعداد باشم. اما در مورد پول... سرمایه‎ گذاران به من که شناخته شده هستم اعتماد و کمک می‎کنند تا بتوانم گره‎ای از کار فیلمسازان جوان باز کنم. هنوز به صورت رسمی این کار را شروع نکرده‎ام، اما رایزنی‎ها و گفت‎وگوهایی داشته‌ام.

ولی اعترافی بکنم... از خودم کمی می‎ترسم چون پول در دست من دوام نمی‎آورد و زود خرج می‎شود. می‎ترسم سرمایه‎ها را به باد دهم (با خنده) ولی این را نشنیده بگیرید، به من اعتماد کنید...

*مصاحبه‌کننده: غزل نهانی برای وبسایت آی‌فیلم (اسفند 1395)

نظر شما
ارسال نظر